لیپ-بو تن و چالش نجات اینتل از موفقیت کدنس تا ماموریت دشوار در رأس غول تراشهسازی, لیپ-بو تن، چه در نقش اندوختهگذار و چه مدیرعامل، زودتر از بسیاری از فعالان صنعت تراشه، روال مهمی را درک کرد طراحی و ساخت تراشه به دو حوزه تخصصی مجزا تبدیل میشود. این دیدگاه، پایههای موفقیت او در کدنس و اکنون چالشهای پیش رو در اینتل را شکل داده است. دوران طلایی رهبری کدنس تن در سال ۲۰۰۴ به هیئت مدیره کدنس دیزاین سیستمها پیوست.
پس از استعفای مدیرعامل وقت در ۲۰۰۸، او ابتدا به عنوان همبنیانگذار و از سال ۲۰۰۹ به طور کامل به عنوان مدیرعامل منصوب شد. بیش از یک دهه مدیریت او، کدنس را از حالت نابسامانی به اوج موفقیت رساند. استراتژی کلیدی تن، تمرکز بر نرمافزارهای طراحی تراشههای پیشرفته و برقراری همکاری تنگاتنگ با TSMC بود.
ران شگفتانگیز بود درآمد کدنس بیش از دو برابر شد، حاشیه سود عملیاتی گسترش یافت و قیمت سهام بیش از ۳۲۰۰ درصد رشد کرد.
کارل فرویند، تحلیلگر موسسه AI، معتقد است تن کدنس را به مسیر درست هدایت کرد و شرکت را به طور کامل با TSMC به عنوان رهبر ساخت تراشه همسو کرد. ورود به اینتل بازگشت به میدان اصلی موفقیتهای تن در کدنس، او را به عنوان گزینهای ایدهآل برای هدایت اینتل معرفی کرد. او در سال ۲۰۲۲، همزمان با دریافت جایزه رابرت نویس (جایزهای که پیش از آن به گوردن مور، لیسا سو و جنسن هوانگ رسیده بود)، به هیئت مدیره اینتل پیوست.
تن در اوت ۲۰۲۴ به دلیل اختلافات استراتژیک استعفا داد، اما اکنون به عنوان مدیرعامل و عضو هیئت مدیره برای نجات اینتل بازگشته است. تن از شبکه ارتباطی گسترده در صنعت، از جمله روابط نزدیکی با لیسا سو (مدیرعامل AMD) و جنسن هوانگ (بنیانگذار انویدیا) برخوردار است.
یادداشتی به کارکنان، تن فلسفه مدیریت خود را بر سه اصل فروتن باشید، سخت کار کنید، مشتریان را راضی نگه دارید بنا نهاد.
او بر ضرورت کار تیمی و ایجاد فرهنگ پیروز تأکید دارد، درسهایی که از دوران ورزشکاری دانشگاهی آموخته است. برخلاف پت گلسینجر که جداسازی بخش فاندری را رد میکرد، تن پافشاری میکند که با یادگیری از اشتباهات گذشته، مسیر تبدیل اینتل به یک فاندری پیشرو را ادامه خواهد داد. هدف او، بازگرداندن اینتل به جایگاه تولیدکننده محصولات ممتاز جهانی و تثبیت جایگاه فاندری بینالمللی است.
آینده مبهم و چالشهای پیش رو اینتل همچنان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان تراشه با فروش سالانه بیش از ۵۰ میلیارد دلار است و پردازندههای آن در بیش از ۷۰ درصد کامپیوترها و سرورهای جهان استفاده میشود.
اینتل اکنون در لیست ۱۰ شرکت برتر صنعت از نظر ارزش بازار جایگاهی ندارد. مدل سنتی اینتل بر پیوند ناگسستنی بین طراحی داخلی و ساخت پیشرفته بنا شده بود، پیوندی که TSMC با مدل فاندری خالص، توانسته شکسته و پیشی بگیرد. برنامههای گلسینگر برای گسترش کارخانهها (از جمله در اوهایو) با تأخیر مواجه شده و حمایتهای قانون CHIPS نیز با ابهام روبروست.
تحلیلگران معتقدند اگر اینتل بخواهد استراتژی فاندری را ادامه دهد، باید با TSMC که تراشههای انویدیا، اپل و AMD را میسازد و اکنون ۱۰۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایهگذاری میکند، رقابت کند. جداسازی یا عدم جداسازی بخشهای طراحی و ساخت، همچنان یک پرسشچنین بزرگ است که تا زمانی که نقشه راه شفاف نشود، روی سهام اینتل سایه افکنده خواهد شد. دیو زینسنر، مدیر مالی اینتل، اعلام کرده ظرفیت جدید تنها با افزایش تقاضا اضافه خواهد شد.
با این حال، نگهداری کارخانههای جاری در اورگان، آریزونا، نیومکزیکو و ایرلند هزینههای سنگینی دارد. اینتل در سال گذشته با زیان ۱۹.۲ میلیارد دلاری روبرو شده و این روند پیشبینی میشود ادامه یابد. با وجود تمام چالشها، سابقه مهندسی درخشان تن و بازسازی موفق کدنس، امیدها را برای احیای تکنولوژیهای پیشرفته اینتل (مانند فرآیند ۱۸A) زنده نگه داشته است.
همانطور که راسگون هشدار میدهد اگر تن نتواند اینتل را احیا کند، احتمالاً اینتل دیگر قابل احیا نخواهد بود.


